۱۳۸۸ تیر ۳۰, سه‌شنبه

سینما(دنی براسکو)

فیلم دنی براسکو:
فيلمنامه: پل آتاناسيو بر اساس كتاب «زندگي مخفي من در مافيا» نوشته ژوزف پيستون و ريچارد وودلي بازيگران: آل پاچينو، جاني دپ، مايكل مدسن ***
«دني براسكو» داستان دو مرد است كه براي عشق ورزيدن به يكديگر در كالبد رابطه اي معلم و شاگردي رشد مي كنند. داستان نيازي كه دو انسان به يكديگر مي توانند داشته باشند. فيلم در يك كافي شاپ آمريكايي كه وعده گاه آدمهاي متفاوتي مي تواند باشد آغاز مي شود. مرد جواني به نام «دني» (جاني دپ) وارد كافي شاپ مي شود و با مرد مسن تري به نام لفتي (آل پاچينو) مشاجره اي لفظي مي كند. «لفتي» آنچه را مي شنود باور نمي كند:«تو به من ميگي احمق ؟ تو مي دوني با كي داري صحبت مي كني؟ با لفتي، اهل خيابان مولبري». اين جمله براي شناساندن كاراكتر «لفتي» كامل به نظر مي آيد و در آشنا سازي مخاطب با دو قهرمان اصلي داستان موفق ظاهر مي شود، زيرا با تأمل در آن خيلي چيزها براي «دني» مشخص شده است. «دني» در حقيقت «جو پيستون» نام دارد و در خدمت سرويس مخفي FBI مي باشد. او بتدريج اعتماد «لفتي» را به خود جلب مي كند و در نتيجه مشخص مي گردد «لفتي» بشدت به يك نفر نياز دارد تا به او اطمينان كند. «لفتي» سرطان دارد، پسرش در دام اعتياد اسير است و دوره زندگي كاملاً ساكني را طي مي كند. «دني» كودك خوبي است كه خوب گوش مي دهد و «لفتي» نياز دارد كه مرشد باشد. در دنياي اين سوي پرده، او مي تواند معلم ايده آلي نيز براي مخاطب باشد. لفتي براي دني تشريح مي كند كه:«اگر من گفتم كه تو دوست من هستي، اين بدان معناست كه وابسته شده اي.» فيلم براساس كتاب موفقي در سال 1978 ساخته شده است. اين كتاب از زندگي واقعي «دني براسكو» الهام گرفته شده است. داستان فيلم به ارتباط كاراكترها در فيلم «رفقاي خوب» شباهت زيادي دارد. آموزشها كاملاً يكسانند، كدهاي خشونت گروه هاي مافيايي بشدت به هم شبيه مي باشند وتقابل بين خشونت ناگهاني و كمدي اتفاق، در هر دو فيلم به يك روش استفاده شده است. «مايك نول»، كارگردان انگليسي اين فيلم كه بزرگترين افتخارش كارگرداني فيلم موفق «چهار عروسي و چهار تشييع جنازه » مي باشد انتخاب عجيبي است كه كمپاني براي طرح اوليه انجام داده است، اما بي ترديد پس از اكران فيلم اين نتيجه حاصل شده كه به گفته راجر ابرت:«نول تنها كسي بود كه مي توانست دني براسكو را موفق گرداند.» دليل اين امر اين است كه «دني براسكو» در حقيقت درباره خشونت يا اكشن نيست، اين فيلم بيشتر درباره ارتباطهاي انساني است. ما بسرعت متوجه مي شويم كه چرا «لفتي» به سمت «دني» كشيده مي شود، اما زمان مي برد تا درك كنيم چرا دني به لفتي وابسته مي گردد و در انتها مي فهميم كه يك مرد، تمام زندگي اش را ريسك مي كند بدين خاطر كه به ديگري اطمينان كند و بي ترديد طرف مقابل نمي تواند مانند يك موش رفتار كند. سرانجام همه گره ها، شخصيتها و تبهكاري ها سقوط مي كنند تا در يك لحظه، لفتي به تنهايي تصميم بگيرد كه چه ري اكشني را در مقابل آنچه كه دانسته يا خيال مي كند كه مي داند نشان بدهد. در لحظه اي كه دو مرد رو در روي حقيقت قرار مي گيرند ما به ياد مي آوريم كه چه اتفاقي خواهد افتاد. مخاطب ري اكت پاچينو را پيش بيني مي كند، لفتي در زمينه خاصي پرورش يافته است. او خوب مي داند، تلخ و تيز، نجيب و مردي است كه «تنها زماني لب مي گشايد كه نياز باشد »؛ يك سرباز باوفا كه با قوانين خاص زندگي كرده و مي ميرد. براي «جاني دپ» بازي در «دني براسكو» تجربه و زمينه تازه اي مي باشد. از ابتدا تا انتهاي فيلم شخصيت او به صورت نسبي تغيير مي كند و در پايان مسن تر مي شود و خسته تر به نظر مي رسد. شخصيت سخت دني از يك جاسوس كار آزموده به يك دوست درجه يك، تغيير قابل توجهي پيدا مي كند و جاني دپ در احياي اين شخصيت تراژيك كاملاً موفق ظاهر شده است . هر وقت فيلم مافيايي تازه اي مي بينم به اين مي انديشم كه چگونه اين ژانر سينمايي هنوز تازه است و در دوره اي كه اين گونه اسطوره ها و نظريات تغييرات شديدي مي كنند، بدون تغيير باقي مانده است؟ دني براسكو يك فيلم مافيايي تازه است با رويكردي جديد و نگاهي بكر. خشونت در اين فيلم، نفرت انگيز است، ولي فيلم حاوي ويژگيهاي انساني منحصر به فردي مي باشد.

۱۳۸۸ تیر ۲۸, یکشنبه

موسیقی غرب(lady gaga)




یکی ار ستارگان بزرگ موسیقی جهان(لیدی گا گا-LadyGaGa):
جوان استفانی جرمانوتا(Joanne Stefani Germanotta)در بیستم مارس سال 1987 در نیویورک امریکا متولد شد.
او در چهارده سالگی پیانو را به طور حرفه ای اموخت. وی در نوجوانی اولین ترانه ی خود را ساخت و با صدای زیبایش ان را اجرا کرد.
از سال 2006 همکاری با راب فوساری- تهیه کننده ی موسیقی- را اغاز کرد.
وی بیشتر به خاطر سبک الکترونیکا شناخته شده است.در طی همکاری با فوساری او اهنگ (again-again) را ساخت که اولین قدم در راه شهرتش بود.
استفانی نام حرفه ای لیدی گاگا را از اهنگ مشهور گروه کوئین به نام ردیو گا گا گرفته است.
استفانی با وجود سن کمی که دارد توانسته است جای خود را در میان خوانندگان مشهور جهان باز کند. بسیاری از منتقدان او را ملکه ی اینده ی موسیقی پاپ میدانند.
لیدی گاگا سبک های پاپ- دنیس پاپ- الکتروپاپ- پیانو پاپ- هی پاپ و اراند بی را کارمیکند. ناشر های او استریم لاین- کین لایو و اینتر اسکوپ هستند.
از اهنگ های مشهور او میتوان (پوکافیس) را نام برد که در این چند هفته ی اخیر توانسته است رتبه های بالای موزیک چالز اروپا و امریکا را به خود اختصاص دهد. از اهنگ مشهور دیگر لیدی گاگا میتوان اهنگ لاو گیم(love game) را نام برد که این اهنگ نیز در موزیک چالزهای اروپا رتبه ی بالایی را به خود اختصاص داده است.
اخیرا شایع شده است که رئیس پلیس مسکو از لیدی گاگا خواستگاری کرده ولی واقعیت قضیه معلوم نیست.
شما میتوانید به سایت شخصی لیدی گاگا به ادرس(
www.ladygaga.com) سر بزنید.

۱۳۸۸ تیر ۲۵, پنجشنبه

موسیقی ایران(پیانو)



سرگذشت پیانو در ایران:
از اولین نوازندگانی که با استفاده از امکانات کامل پیانو اقدام به نواختن موسیقی ایرانی کرد می توان به مرتضی محجوبی اشاره کرد(هر چند او از تکنيکهای نوازندگی پيانو کلاسيک چندان بهره ای نميبرد). وی از آهنگسازان و نوازندگان اصلی رادیو و برنامه گلها بود و با بزرگانی چون بنان و قوامی همکاری میکرد. محجوبی جزو اولین کسانی بود که آکوردهای مخصوص موسیقی ایرانی را روی پیانو اجرا کرد و توانست توجه موسیقیدانان ایرانی را به پیانو-بعنوان یک ساز با قابلیت های موسیقی ایرانی-به خود جلب کند. از ساخته های او میتوان به تصنیف های "کاروان"، "من از روز ازل"، "نوای نی "و"پیش درآمد دشتی " اشاره کرد. قابل توجه این که شیوه نوازندگی و آهنگسازی مشیرهمایون شهردار و جواد معرفی که از نوازندگان شاخص رادیو در آن زمان بودند نیز تحت تاثیر محجوبی بوده است. جواد معروفی پس از دریافت دیپلم موسیقی از هنرستان فعالیتهای خود برای تاسیس انجمن موسیقی را آغاز کرد و همواره بعنوان سولیست آن ارکستر ایفای نقش میکرد. وی با وجود آنکه شیوه خاص برای نوازندگی داشت از مرتضی محجوبی و مشیر همایون هم الهام گرفته بود. معروفی در کنار نواختن پیانو رهبر ارکستر رادیو و رهبر ارکستر بزرگ گلها هم بود. از شاگردان موفق جواد معروفی میتوان از انوشیروان روحانی نام برد که برای کمتر کسی در ایران گمنام است. وی در 18 سالگی برای ادامه تحصیل موسیقی به کنسرواتوار پاریس رفت و پس از پایان تحصیلات به ایران برگشت و عضو شورای موسیقی رادیو تلویزیون ایران شد. انوشیروان روحانی نقش مهمی در معرفی پیانو بعنوان یک ساز برای موسیقی مردم پسند ایرانی ایفا کرد و قطعات و ساخته های او هنوز جزو زیباترین و خاطره انگیزترین قطعات مردمی میباشد. اردشیر و انوشیروان روحانی ، سامان احتشامی و ... که اغلب از شاگردان جواد معروفی بودند در این میان جزو گروهی از نوازندگان بودند که بخاطر نواختن اتودهای کلاسیک از تکنیک بالای برخوردار شدند. اغلب این پیانیستها که قطعات ایرانی مینواختند در حین تنظیم موسیقی به نکات خاصی در هارمونی موسیقی ایرانی دست پیدا میکردند که تا آن موقع کمتر برای کسی مشخص بود. بخصوص دستگاهها و گامهایی که کمتر آهنگسازی سراغ آنها می رفت مانند سه گاه، بیات ترک و ... اما این پیانیستها همیشه با تغییر کوک و آزمون و خطا راه حلهایی برای چند صدایی کردن دستگاههای موسیقی ایرانی می یافتند. با دقت به این روش متوجه میشویم که، یکی از ضعف های موسیقی ایرانی که ضعف هارمونی بود بتدریج در حال رفع شدن بود. خوشبختانه پس از انقلاب به علت بها دادن به موسیقی ایرانی، نوازندگی پیانو ایرانی به قویترین حد خود از لحاظ تکنیک و دانش موسیقی رسید بطوری که کارهای ایشان در مواردی به مراتب برتر از کارهای نوازندگان سایر سازهای ایرانی بود. کلاسیک بودن ساز پیانو از یکطرف و وجود مطالب و قطعات زیاد موسیقی کلاسیک برای این ساز در ایران به تدریج نوازندگی پیانو را از حالت ایرانی به سمت کلاسیک سوق داد. اتفاقی که برای سایر سازها مانند ویلن در ایران نیفتاد، شاید به این خاطر که بیان احساسات ایرانی با توجه به توانایی های فیزیکی ویلن امکانپذیرتر بود تا با پیانو، به بیان دیگر شاید یک دلیل کشیده شدن نوازندگان پیانو به سمت موسیقی کلاسیک در ایران عدم توانایی ساز در بیان احساسات ایرانی همانند یک نوازنده ویلن بود. امید است موسیقی ایرانی تنها مصرف کننده موسیقی کلاسیک و غربی نباشد و بتواند با استفاده از تکنیک ها و دانش آن حرف های جدید و زیباتری از گذشته برای بیان داشته باشد.

ادبی(غرب-مکاتب ادبی)


تفاوتهای مکتب رئالیسم وپست مدرنیسم:
1 _در رئالیسم زمان به صورت خطی تداوم میابد بدین معنی که پس از یکشنبه دوشنبه است وپس از دوشنبه- سه شنبه. ولی در اثار پست مدرنیسم زمان به صورت دایره ای در نوسان است.

2_در رئالیسم پس از تولد نوزاد سن طبیعی دنبال میشود واز گذر زمان عبور میکند تا به انتهای خط برسد. ولی در پست مدرنیسم از هر کجای زندگی میتوان اغاز کرد- به عقب برگشت- جلو رفت ویا دایره وار زمان را گذراند.

3_ رئالیسم با واقعیت های پیرامون خود سروکار دارد اما پست مدرنیسم با لابیرنت(لایه های درونی ذهن) اثر را پدید می اورد.

اثار رئالیستی :1_ دن ارام(شلوخوف)-2_ خوشه های خشم(جان بک) -4_
همسایه ها(احمد محمود)- 5_سالهای ابری (درویشیان)

اثار پست مدرنیسم:1_خشم و هیاهو(ویلیام فاکنر)2_زمان از دست رفته(مارسل پروست)