فیلم دنی براسکو:فيلمنامه: پل آتاناسيو بر اساس كتاب «زندگي مخفي من در مافيا» نوشته ژوزف پيستون و ريچارد وودلي بازيگران: آل پاچينو، جاني دپ، مايكل مدسن ***
«دني براسكو» داستان دو مرد است كه براي عشق ورزيدن به يكديگر در كالبد رابطه اي معلم و شاگردي رشد مي كنند. داستان نيازي كه دو انسان به يكديگر مي توانند داشته باشند. فيلم در يك كافي شاپ آمريكايي كه وعده گاه آدمهاي متفاوتي مي تواند باشد آغاز مي شود. مرد جواني به نام «دني» (جاني دپ) وارد كافي شاپ مي شود و با مرد مسن تري به نام لفتي (آل پاچينو) مشاجره اي لفظي مي كند. «لفتي» آنچه را مي شنود باور نمي كند:«تو به من ميگي احمق ؟ تو مي دوني با كي داري صحبت مي كني؟ با لفتي، اهل خيابان مولبري». اين جمله براي شناساندن كاراكتر «لفتي» كامل به نظر مي آيد و در آشنا سازي مخاطب با دو قهرمان اصلي داستان موفق ظاهر مي شود، زيرا با تأمل در آن خيلي چيزها براي «دني» مشخص شده است. «دني»
در حقيقت «جو پيستون» نام دارد و در خدمت سرويس مخفي FBI مي باشد. او بتدريج اعتماد «لفتي» را به خود جلب مي كند و در نتيجه مشخص مي گردد «لفتي» بشدت به يك نفر نياز دارد تا به او اطمينان كند. «لفتي» سرطان دارد، پسرش در دام اعتياد اسير است و دوره زندگي كاملاً ساكني را طي مي كند. «دني» كودك خوبي است كه خوب گوش مي دهد و «لفتي» نياز دارد كه مرشد باشد. در دنياي اين سوي پرده، او مي تواند معلم ايده آلي نيز براي مخاطب باشد. لفتي براي دني تشريح مي كند كه:«اگر من گفتم كه تو دوست من هستي، اين بدان معناست كه وابسته شده اي.» فيلم براساس كتاب موفقي در سال 1978 ساخته شده است. اين كتاب از زندگي واقعي «دني براسكو» الهام گرفته شده است. داستان فيلم به ارتباط كاراكترها در فيلم «رفقاي خوب» شباهت زيادي دارد. آموزشها كاملاً يكسانند، كدهاي خشونت گروه هاي مافيايي بشدت به هم شبيه مي باشند وتقابل بين خشونت ناگهاني و كمدي اتفاق، در هر دو فيلم به يك روش استفاده شده
است. «مايك نول»، كارگردان انگليسي اين فيلم كه بزرگترين افتخارش كارگرداني فيلم موفق «چهار عروسي و چهار تشييع جنازه » مي باشد انتخاب عجيبي است كه كمپاني براي طرح اوليه انجام داده است، اما بي ترديد پس از اكران فيلم اين نتيجه حاصل شده كه به گفته راجر ابرت:«نول تنها كسي بود كه مي توانست دني براسكو را موفق گرداند.» دليل اين امر اين است كه «دني براسكو» در حقيقت درباره خشونت يا اكشن نيست، اين فيلم بيشتر درباره ارتباطهاي انساني است. ما بسرعت متوجه مي شويم كه چرا «لفتي» به سمت «دني» كشيده مي شود، اما زمان مي برد تا درك كنيم چرا دني به لفتي وابسته مي گردد و در انتها مي فهميم كه يك مرد، تمام زندگي اش را ريسك مي كند بدين خاطر كه به ديگري اطمينان كند و بي ترديد طرف مقابل نمي تواند مانند يك موش رفتار كند. سرانجام همه گره ها،
شخصيتها و تبهكاري ها سقوط مي كنند تا در يك لحظه، لفتي به تنهايي تصميم بگيرد كه چه ري اكشني را در مقابل آنچه كه دانسته يا خيال مي كند كه مي داند نشان بدهد. در لحظه اي كه دو مرد رو در روي حقيقت قرار مي گيرند ما به ياد مي آوريم كه چه اتفاقي خواهد افتاد. مخاطب ري اكت پاچينو را پيش بيني مي كند، لفتي در زمينه خاصي پرورش يافته است. او خوب مي داند، تلخ و تيز،
نجيب و مردي است كه «تنها زماني لب مي گشايد كه نياز باشد »؛ يك سرباز باوفا كه با قوانين خاص زندگي كرده و مي ميرد. براي «جاني دپ» بازي در «دني براسكو» تجربه و زمينه تازه اي مي باشد. از ابتدا تا انتهاي فيلم شخصيت او به صورت نسبي تغيير مي كند و در پايان مسن تر مي شود و خسته تر به نظر مي رسد. شخصيت سخت دني از يك جاسوس كار آزموده به يك دوست درجه يك، تغيير قابل توجهي پيدا مي كند و جاني دپ در احياي اين شخصيت تراژيك كاملاً موفق ظاهر شده است . هر وقت فيلم مافيايي تازه اي مي بينم به اين مي انديشم كه چگونه اين ژانر سينمايي هنوز تازه است و در دوره اي كه اين گونه اسطوره ها و نظريات تغييرات شديدي مي كنند، بدون تغيير باقي مانده است؟ دني براسكو يك فيلم مافيايي تازه است با رويكردي جديد و نگاهي بكر. خشونت در اين فيلم، نفرت انگيز است، ولي فيلم حاوي ويژگيهاي انساني منحصر به فردي مي باشد.
در حقيقت «جو پيستون» نام دارد و در خدمت سرويس مخفي FBI مي باشد. او بتدريج اعتماد «لفتي» را به خود جلب مي كند و در نتيجه مشخص مي گردد «لفتي» بشدت به يك نفر نياز دارد تا به او اطمينان كند. «لفتي» سرطان دارد، پسرش در دام اعتياد اسير است و دوره زندگي كاملاً ساكني را طي مي كند. «دني» كودك خوبي است كه خوب گوش مي دهد و «لفتي» نياز دارد كه مرشد باشد. در دنياي اين سوي پرده، او مي تواند معلم ايده آلي نيز براي مخاطب باشد. لفتي براي دني تشريح مي كند كه:«اگر من گفتم كه تو دوست من هستي، اين بدان معناست كه وابسته شده اي.» فيلم براساس كتاب موفقي در سال 1978 ساخته شده است. اين كتاب از زندگي واقعي «دني براسكو» الهام گرفته شده است. داستان فيلم به ارتباط كاراكترها در فيلم «رفقاي خوب» شباهت زيادي دارد. آموزشها كاملاً يكسانند، كدهاي خشونت گروه هاي مافيايي بشدت به هم شبيه مي باشند وتقابل بين خشونت ناگهاني و كمدي اتفاق، در هر دو فيلم به يك روش استفاده شده
است. «مايك نول»، كارگردان انگليسي اين فيلم كه بزرگترين افتخارش كارگرداني فيلم موفق «چهار عروسي و چهار تشييع جنازه » مي باشد انتخاب عجيبي است كه كمپاني براي طرح اوليه انجام داده است، اما بي ترديد پس از اكران فيلم اين نتيجه حاصل شده كه به گفته راجر ابرت:«نول تنها كسي بود كه مي توانست دني براسكو را موفق گرداند.» دليل اين امر اين است كه «دني براسكو» در حقيقت درباره خشونت يا اكشن نيست، اين فيلم بيشتر درباره ارتباطهاي انساني است. ما بسرعت متوجه مي شويم كه چرا «لفتي» به سمت «دني» كشيده مي شود، اما زمان مي برد تا درك كنيم چرا دني به لفتي وابسته مي گردد و در انتها مي فهميم كه يك مرد، تمام زندگي اش را ريسك مي كند بدين خاطر كه به ديگري اطمينان كند و بي ترديد طرف مقابل نمي تواند مانند يك موش رفتار كند. سرانجام همه گره ها،
شخصيتها و تبهكاري ها سقوط مي كنند تا در يك لحظه، لفتي به تنهايي تصميم بگيرد كه چه ري اكشني را در مقابل آنچه كه دانسته يا خيال مي كند كه مي داند نشان بدهد. در لحظه اي كه دو مرد رو در روي حقيقت قرار مي گيرند ما به ياد مي آوريم كه چه اتفاقي خواهد افتاد. مخاطب ري اكت پاچينو را پيش بيني مي كند، لفتي در زمينه خاصي پرورش يافته است. او خوب مي داند، تلخ و تيز،
نجيب و مردي است كه «تنها زماني لب مي گشايد كه نياز باشد »؛ يك سرباز باوفا كه با قوانين خاص زندگي كرده و مي ميرد. براي «جاني دپ» بازي در «دني براسكو» تجربه و زمينه تازه اي مي باشد. از ابتدا تا انتهاي فيلم شخصيت او به صورت نسبي تغيير مي كند و در پايان مسن تر مي شود و خسته تر به نظر مي رسد. شخصيت سخت دني از يك جاسوس كار آزموده به يك دوست درجه يك، تغيير قابل توجهي پيدا مي كند و جاني دپ در احياي اين شخصيت تراژيك كاملاً موفق ظاهر شده است . هر وقت فيلم مافيايي تازه اي مي بينم به اين مي انديشم كه چگونه اين ژانر سينمايي هنوز تازه است و در دوره اي كه اين گونه اسطوره ها و نظريات تغييرات شديدي مي كنند، بدون تغيير باقي مانده است؟ دني براسكو يك فيلم مافيايي تازه است با رويكردي جديد و نگاهي بكر. خشونت در اين فيلم، نفرت انگيز است، ولي فيلم حاوي ويژگيهاي انساني منحصر به فردي مي باشد.




